قاصدک
![]()
قاصدک هان چه خبر آوردی ؟
از کجا و از که خبر آوردی؟
خوش خبر باشی امّا، امّا
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی.
انتظار خبری نيست مرا
نه زياری ، نه ز ديّار و دياری ، باری،
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک در دل من ، همه کورند و کرند
![]()
دست بردار از اين در وطن خويش غريب
قاصدک تجربه های همه تلخ ،
با دلم می گويند ،
که دروغی تو ، دروغ
که فريبی تو ، فريب
![]()
قاصدک، هان ، ولی ...آخر ... اي وای
راستی آيا رفتی با باد ؟
با توام ، آيا کجا رفتی آی ...
راستی آيا جايی خبری هست هنوز ؟
مانده خاکستر گرمی جايی ؟
در اجاقی ـ طمع شعله نمی بندم ـ خردک شرری هست هنوز ؟
قاصدک
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گريند .
مهدی اخوان ثالث ( م. امید ) ۱۳۰۶ ـ ۱۳۶۹
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۹/۲۲ ساعت توسط حسین صرفی
|